قهرمان ميرزا عين السلطنه

7306

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ترس سردار سپه رئيس الوزراء ترسيده است . به او گفته‌اند ترورت مىكنيم . به اين واسطه مستحفظ راه شمران زياد شده . متصل هم آژان سواره حركت مىكند . هنگام آمدن از سر پل تا سعدآباد كسى را نمىگذارند بايستد يا حرف بزند . پشت ديوارها ، درختها همه نظامى هست . اعلان هم كرده است از كسى پذيرائى نمىكند مگر قبلا وقت داده شده باشد . كار مردم سخت شده . در ايران تجربه شده هر وزيرى ، قائدى دچار ترس شد مردم هو مىكنند . اما در مورد اين آدم نمىتوان حدس زد . سه ماه حقوق حضرت و الا را دادند همه آباد شديم . روضهء دربار قزاق‌خانه پنجشنبه هشتم - هوا گرم است . عصر خانهء عميد الدوله رفتم . مخبر السلطنه دو شب او را درّوس برده بود . اعظم الدوله غروب از روضهء آن دربار عظمت مدار آمده بود . مىگفت همه نظامى بود ، مگر صد نفر متفرقه بودند . در يكى از زواياى مجلس چيقى « 1 » كشيده‌اند و بادبزنهاى الكتريك آويخته‌اند . دو سمت چيق قراول ايستاده . در اين محل حضرت اشرف جلوس مىكند . امروز مثل برج زهرمار بود . اعتنا به احدى نكرد جز به مشير الدوله و آية اللّه‌زاده شيرازى . دسته‌جات شهرى دو تا آمدند . ابو القاسم نوكر عميد الدوله مىگفت جبرا مال شاه‌آباد را بردند . دسته‌جات ديگر مىرفت . رئيس كميسر سر پيچ جلو گرفت اگر نرويد سردسته‌ها را امشب توقيف مىكنم . كشتن سردار معزز قتل سردار معزز بجنوردى و برادر و عموزاده‌ها و پانزده نفر از مشايخ بجنورد را در جرايد نوشته بودند و باز مژده داده بود جمعى ديگر هم هستند كه بعد سياست مىشوند . معروف است براى آن‌كه مبادا روزى صحبت از اموال خود كنند چنين صلاح ديده‌اند كه خودشان را هم به قتل برسانند ، و الا ممكن بود اقبال السلطنه را مشهد و خان بجنوردى را ماكو فرستاد . چنانچه از سابق رسم بود .

--> ( 1 ) - مخفف آلاچيق است كه همان خانه يا حصار چوبى يا از نى است كه وسط باغ درست مىكردند . ( مسعود سالور )